سفارش تبلیغ
صبا
درباره وبلاگ

فرشته .م/ متولد دی،عاشق سیب در انواع مختلف، حامی دو آتیشه کودکان و چاکر رفقا
پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 0
کل بازدیدها: 44816
همه سیب های دنیا مال من
به سراغ وبلاگ من اگر می آیید/ نظری نرم وآهسته بداهید/ که مبادا ترک بردارد! / صفحه نازک مانیتور من..../
جمعه 91 اسفند 25 :: 10:19 صبح ::  نویسنده : فرشته .م       

 

حتما اینو بخونید :فرهنگ لغات جدید

خواهر زن: کسی که خواهرش رامیزند...

عطسه : راس ساعت سه

فروتن : آمپول

سرباز : بی حجاب

 
بیناموس : موشی که ازقدرت بینایی بالایی برخورداراست

 : We Are
به ویارزنان دردوران بارداری گویند

 : Hello Honey
جهنم وعزیزم! کوفتوعزیزم!

سیتوپلاسم : بندری) به خاطرتوپلاس وعلافم)

آنکارا : منظورآن کارهای بداست

مملکت : گربه مملی

عرض اندام : پهنای شکم راگویند

: Histogram
شمادوست) گرامی،خفه شو)!

  : Al Pacino
همه پاهاتووون رو ورچینین

ازونبرون : خارج ازجوزمین

سوگند : خیلی افتضاح

باقرخان : خواننده ای که درهنگام خواندن قرمیدهد
 
  : Injury
اینجوری

 : Eminem
به لهجه اصفهانی،امین هستم

کدخدا : کسی که به برنامه ی اتوکدتسلط دارد

مورچه خوار : خواهرمورچه،فحشی که موریانه هابه هم میدهند.

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد.

سیمین : نی مساعت.

علامه ی جلسی : علامه ی درشت ورسیده.... ...

البرز : عرب هابه "پرز" گویند.

سوغاتی : بسیارعصبانی.

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست.

فیله گوساله : فی لنفهم،فحش رایج بین فیل ها




موضوع مطلب :


پنج شنبه 91 اسفند 24 :: 11:31 صبح ::  نویسنده : فرشته .م       

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت/ وان مواعید که کردی مرود از یادت....

سلامی به لطافت شکوفه های بهاری خدمت دوستان پارسی بلاگی .....

امیدوارم حالتون خوب وهر روزتون بهتر از دیروز باشه

راستش ما 28 عازم سفر هستیم ...بنابرین این روزهای پایانی سال برای من یه رنگ وبوی ویژه گرفته !!!

خریدو جمع کردن لباسا و وسایل سفر و....هزار تا کار دارم که هنوز مونده انجام بدم قبل ر فتن ....

عید امسالو میریم بندر انزلی خونه خالم اینا بنده خداها دلم براشون میسوزه ولی خوب اونا خیلی مهمون نواز هستن ...

امیدوارم عید امسال به همه شما برو بچ نازنین خوش بگذره و بهترین لحظاتو در کنار عزیزانتون تجربه کنید ....

انشاالله بتونم تو این سفر خاطره های خوبی رو بسازم وتجربه کنم که بعدش برا شما دوستان تعریف کنم وبا هم استفاده کنیم ...

خلاصه سال 91با همه ی خوبی ها وبدی هاش رو به پایانه و هر آنچه که توی این سال تجربه کردیم واسمون

تبدیل به خاطره شد....واین خاطرهاست که  می مونه ....خاطره ها ازهر نوعی که باشن برای ما گذشته مون رو تشکیل میدن 

گذشته ای که رفته تو آشغالی زمان جا گرفته و فقط ما باید گاهی اوقات نیم نگاهی بهش بندازیم وازش عبرت بگیریم

  من توی این سال با پارسی بلاگ آشنا شدم محیطی با دوستان خوب که باعث شد تجربه های جالبی به دست بیارم ....

دوستانی بهتر از برگ درخت و وبلاگی که الان به یه قسمت از وجودم تبدیل شده .....

من یه خونه تکونی درس حسابی تو دلم را ه انداختم بیا وببین چه توزی کردم ...هههه

تجربه ی 19 سالگی تو ی سال 91 رو به فال نیک میگیرم ....چون دلم پر شده از فال های نیک ...

میدونم بند ه ی مطیعی نبودم ولی خدا جون خودت خوب میدونی من ته تلاشمو همیشه میکنم که همونی باشم که تو میخای ...

میدونم توی این سال دل خیلیا رو شکوندم ....من شرمسار گل روی همشون هستم ....امیدوارم عفوم کنن

میدونم گاهی اوقات تلخی میگردم طوری که حتی با یه من عسل هم نمیشد منو خورد ولی گاهی هم  خودم نقش نمکدون رو بازی میکردم

خلاصه امسال هر مزه ای دادم اگه به مزاقتون خوش نیومد منو ببخشید که یه عضو کوچیکم ....

اللهم اغفر لنا ذونبنا....وکفر عنا سیئاتنا ....آمین .....

توی این 20روز ی که نیستم دلم برای سه چیز خیلی تنگ میشه ....

1)محمد طاها

2)مجنون همراه

3)دوستان پارسی بلاگی

میدونم تو سفر نت ندارم ولی سعی میکنم با گوشیم پیام هایی بفرستم که دلگرم بشم به در کنار شما بودن ...

واین آخرین پستم هستش در سالی که در حال عبوره .....سال 91

خلاصه دوستان اگر بار گران بودیم رفتیم ...اگر نا مهربان بودیم رفتیم .....حلالمون کنید ....مرسی از همه تون

واما تشکر نامه:

یه تشکر ویژه دارم  از پدرم بخاطر اینکه تو ی این اوضاع آشفته چرخ خانواده رو با دستای تواناش چرخوند واجازه نداد ما کمبودی رو احساس کنیم .....پدری عاشقتم ممنونتم....به سلامتی همه پدرای زحمت کش!!!!هورااااااااااااا

یه تشکر ویژه دارم از مادرم به خاطر اینکه قناعت کرد وقناعت کردن آموخت وجودش گرما بخشید و گرما بخشیدن آموخت...

من همه  ی زندگیم رو مدیون مادرم هستم .خدا میدونه چقد میخامش ...مادرم دساتتو می بوسم .....

به سلامتی همه ی مادرای مهربون !!! هوراااااااااااااااااااا

ویه تشکر ویژه از خواهرم فریب وبرادران گرامی که حضور محبتاشون رو همیشه در کنارم احساس میکنم.....

ضمنا این فریب ما یه دونس واسه نمونس .....بجون خودم دیوونشم ..به سلامتی همه خواهر ها وبرادرها!!! هورااااااااا

یه تشکر ویژه از همه ی رفقای بامعرفت به ویژه دکتر زهرا .م.خ....به اندازه ی همه ی دوستای دنیا دوست دارم ....هوراااااا

ویه تشکر ویژه از مدیر پارسی بلاگ که قراره بهمون عیدی بده ....به افتخارش بزن کف دس قشنگه رو ...هوراااااااااااا

راستی مرسی از مجنون به خاطر عیدیش مرسی از همه ی اونایی که قراره بهم عیدی بدن مرررررررررررررسی

من برای عیدیام کلی نقشه دارم ..........ههههههه دلموکلی صابون زدم لطفا زیر عیدیاتون نزنید دوستان خساست رو کنا ر بزارید لطفا...

در پایان از همه ی اونایی که دلشون برام سوخت ....برام دعا کردن ...به یادم بودن...دوستم داشتن ..صمیمانه تشکر می کنم

آرزو نامه:

اللهم عجل لولیک الفرج.... سلامتی امام زمان ویارانش دعای اول همه مون باشه

سلامتی رهبر فرزانه....براشون دعا کنیم سایه شون کم نشه ...

ایشاله این مشکلات اقتصادی حل میشه ....

ایشاله یه رئیس جمهور خوب نصیبمون میشه...

 ایشاله یه استاندار خوب ...یه مسئول خوب....یه اداره خوب .....یه کشور خوب داشته باشم در سال جدید

ایشاله همه ی مریضا شفا پیداکنن به حق این لحظات تحویل سال ....

 برای همه عاقبت به خیری میخام از خدا که بهترین چیز برای هر انسان سرانجام نیکوست....و بهترین نعمت سلامتیه ...تنتون سالم

 امیدوارم سالی که پیش روی ماست سالی بهتر از هرسال باشه ..نیکو وپر برکت..پراز لحظات شیرین

ضمنا لحظه ی تحویل سال من رو از  دعای خیرتون محروم نفرمایید بخدا محتاج دعاهاتونم ....

برای همتون بهترین ها رو آرزو میکنم ....

در پناه حق  و در سایه امام عصر پیروز وسربلند باشید....بدرود تا سال 92و حضوری بهتر و پربارتر

هرروزتان نوروز...ونوروزتان پیروز




موضوع مطلب :


سه شنبه 91 اسفند 22 :: 4:23 عصر ::  نویسنده : فرشته .م       

 

 

میان نبض ثانیه ها گم شده ام .....

می نویسم از این سوی انتظار به فراسوی آشنای بهار.

می دانم وقتی زمستان با رهگذر باد سفر کند ،بهار حتما می آید با دستی پرواین با ر شاید بهاری دیگر باشد.

من به بهار می اندیشم ، مهر زده ام تمام جاده های برفی را تا سند بهار به نامم شود.

من به بهار می اندیشم ،چون با هرنفسش تازه می شوم ،رشد می کنم .

چون بهار سرانجام یک آرزوست وسر آغاز یک معجزه.

وقتی دست پرمحبت بهار به سرم کشیده شود ،بی شک تا قله های آزادی پرواز خواهم کرد.

هم اینک که همچون مرغی در قفس انتظار اسیرم ، نوری شبیه امید از دور برایم دست تکان می دهد

که دلم را یک پارچه روشن کند،به من مژده ی بهاران را می رساند.

صدای قدم های بهار مرا از خود بی خود کرده و دلم را به استقبال نشانده...

نمی دانم بهار قرار است میهمان باشد یا میزبان ،چه فرقی می کند بگویید منزل خودش است.

سنگینی راه بر دوشم ،آه های خسته مانده بر دالان گلویم ،غبار غم گرفته بر شیشه ی دلم ،مرا ناچار

به خانه تکانی کرده تا طالب بی قرار بهار شوم...

شاید بهار در تدارک یک اتفاق معجزه گر باشد، دلم پراز فال نیک است چون شنیده ام فقط بهار رادر همه جا 




موضوع مطلب :


شنبه 91 اسفند 19 :: 3:38 عصر ::  نویسنده : فرشته .م       

وقتی هستی ونیستی ...وقتی دلم برای دیدنت لک می زند...وقتی چشم هایم نگاهت را طلب می کند

وقتی تنهایی رفیق بی کلک من است ...وقتی...

همه چیز را رها می کنم ...حتی لیوان آب دستم را زمین می گذارم

پالتویم را می پوشم چترم رابر میدارم ...باید بروم ..من نباید دیر کنم

امروز هوا آفتابی ست اما تعجب نکن از چتری که در دستانم است

آسمان به عهدش وفا می کند...قرارمان را فراموش نخواهد کرد راس ساعت دلتنگی...

منتظرم مانده ... خوب میدانی ...هیچ وقت دیر نمیرسم ...راه می افتم

گویی آسمان مراتنگ در آغوش گرفته ....دستانم را در دستان خدا احساس می کنم ....

همه چیز مهیاست ...اما بغضم کجاست ؟؟؟

آسمان منتظراست ....نکند قرار مان رافراموش کرده باشد؟؟؟؟

چترم را می بندم ...بی حضورت چتر می خواهم چکار؟؟؟

یاد تو می افتم...یاد نگاهت ...یاد چشمانت...یاد صدایت ...عطرحضورت...یاد آن روزها

آخ ..گلویم می سوزد از شدت یادت...من کجا هستم ؟؟؟؟...میان یک مشت خاطره گم شده ام

ملالی نیست جز دوری تو....خوش باش عزیزم ....من هنوز نفس می کشم  

 ...قرار عاشقانه من وآسمان بی تو تکمیل است....راه می افتم ...بی چتر

من بغض می کنم....آسمان گریه...




موضوع مطلب :


چهارشنبه 91 اسفند 16 :: 10:46 عصر ::  نویسنده : فرشته .م       

یک سال دیگر گذشت ...این سال ها از پی هم می گذرند...اما جای خالی تو هنوز باقیست

تک تک ثانیه هارا ...همه ی دقایق را...نه نه اغراق نیست اگر بگویم تمام جمعه های نبودنت را چشم به راهت بودم

هنوز سوز زمستان های بی تو بودن در استخوان تن جاریست...!

دل من میخواهد از شب های مرده جداشود ...دل من دلواپس این پنجره هاست

من اکنون که نیستی اینجا کنار جاده ی بی انتهای زمان ایستاده ام ...

بر حنجره ام گردی نشسته وغرق سکوتم ...

بغضی ناتمام گلویم را چنگ می زند ....چشمانم می سوزد آخ در هوای تو بارانی ست...

من اینجا آنقدر می ایستم که چشمم به جمالت روشن شود...وروی علف ها سیاه گردد...وآنوقت من فخر بفروشم به عالم برای داشتن تو...  

من اینجا....چشم به راه تو

اما دیگر خزان انتظارم به سر آمده...بهار درراه است ...صدای قدم های تورا لمس می کنم

تو ای سایه پنهان شده در بوستان جان ...خودرا بنما که فراق تو با آمدن بهار روبه پایان است.

بهارقلبم ...مولای من ...نور دیده ...برای ظهورت دعاکن ...بهار آمدنت در راه است!!

بیا......... 

 




موضوع مطلب :


1   2   3   4   5   >